عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

417

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

و چون امير محمود را رحمة اللّه ، دل از حديث تركمانان فارغ‌تر گشت ، قصد رى كرد ، و روى سوى گرگان نهاد ، و به راه دره دينار زارى [ 1 ] بگرگان شد ، و از آنجا سوى رى كشيد و چنين گفت مرا معتمدى : كه امير محمود رحمة اللّه مر ايكوتگين [ 2 ] الحاجب را با دو هزار سوار ، از نيشاپور سوى رى بفرستاد ، و هيچ مثال نداد . و چون ايكوتگين به دو منزل رسيد ، به دو نامه نوشت : كه قرار كن ! تا غازى [ 3 ] حاجب به تو رسد با دو هزار سوار . و غازى را هم مثال نداد . و چون ايشان دو تن به پنج منزلى رسيدند ، نامه كرد بايشان : كه قرار كنيد ، تا على حاجب بشما رسد و على حاجب را مثالها بداد ، و چهار هزار سوار با او بفرستاد . و چون على حاجب آنجا رسيد ، لشكر تعبيه كرد ، ميمنه به ايكوتگين داد ، و ميسره به غازى حاجب . و خود اندر قلب . و همبران تعبيه همى شدند ، تا در رى . و چون خبر بامير رى شاهانشاه مجد الدوله ابو طالب ( 249 ) رستم بن فخر الدوله [ 4 ] رسيد پنداشت كه امير محمود بتن خويش آمده است . پس ابو طالب با صد سوار از حشم و خويشان و نزديكان خويش بيرون آمد ، با پيادهء چند از ركابدار و سپر كش و زوبين‌دار و آنچه بدان ماند . و چون على حاجب او را بديد كس فرستاد گفت : فرود بايد آمد ، تا پيغامى كه دارم بگذارم . در وقت مجد الدوله رسيد ، تا خرپشتها و خيمه بزدند و فرود آمدند . و على حاجب فرمود : تا درهاى شهر بگرفتند و هيچكس را رها نكردند ، و نگذاشتند

--> [ ( 1 - ) ] هر دو : دره دينار دارى ؟ در تاريخ طبرستان مكررا دره دينار جارى يا دينار زارى است ( 1 ر 56 و 74 و غيره ) در حدود گرگان دره‌ييست سه روزه راه در ازاء او و پهناء او تنك آن را درهء دينار زارى خوانند ( حدود العالم 30 ) . [ ( 2 - ) ] ب : بكوتگين ؟ . [ ( 3 - ) ] هر دو : فارى حاجب ؟ ولى آسغتگين حاجب غازى از سالاران بزرگ سلطان محمود بود ، كه در عصر مسعود در گرديز محبوس بود و هم درانجا در شوال 425 ه ، بمرد ( بيهقى 424 ) . [ ( 4 - ) ] وى از شاهان آل بويه در رى است كه از 387 تا 420 ه . حكم رانده و سكه زده است ( زمباور 323 ) .